سلام امروز ناهار کارم زیا بود همسرم رفت از بیرون غذا گرفت آورد بعد از خوردن غذا بچه هام و خودم خیلی دل درد های بدی گرفتیم که الان خودم بهترن ولی بچه ها نه حالت تهوع دارند اعصابم خورده خوابن ولی هر بار یکیشون پا میشه از دل درد گریه میکنه و یا بالا میاره گلاب به روتون کسی این طوری شده از بی خوابی دارم میمیرم و بچه ها هم مریض چکار کنم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
کنسرو ماهی، یک هفته منو انداخت،، حتما دکتر برید فردا
یک خیابان کرده مجنونم🌷 تو می دانی کجاست؟/ آن خیابان کوی جانان قطعه ای از کربلاست 🌷یک خیابان دل ربوده از تمام عاشقان 🌷 هست آنجا جای پای مهدی صاحب زمان🌷 یک خیابان گشته تنها جلوه گاه عالمین🌷 یک طرف قبر ابوالفضل یک طرف قبر حسین 🌷کاش در بین دو شاهد عمر پایان می گرفت🌷 کاش جانم را اجل در آن خیابان می گرفت 😢
من هر روز از هر لحاظ بهتر و بهتر میشوم ... من لایق بهترین ها هستم ^_^
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=1218273
برای حاجتم یه صلوات بفرست ممنونم