روز عروسیم رفتیم باغ شوهرم عصبی شد داد میزد منم گریه کردم دستام میلرزید
خودش باغ و فیلمبردار گرفته بود شخصی اما رفتیم دیدیم یه عروس دوماد دیگه هم هستن
منم خیلی حالم بد شد کلا تو عروسی ازش فرار میکردم و نتونستم برقصم خوب
خیلی دلم گرفت گفتم اینجا درد و دل کنم