من بچه اخر و ناخواسته ی خانواده ام مادرم خبر نداشته که به من حامله بود بعد اینکه فهمیده خواسته سقط کنه ولی نذاشتن الانم درمورد اینکه مردا یعه کاری میکنن که نتونن بچه دار بشن حرف میزدن خواهرم ام برگش گفت کاش بابا هم میرفته بعد از من مادرم به هیچ بچه ی دیگه ای حامله نبوده مادرمم که حرف به حرف میاد میگه کاش تورو به دنیا نمی اوردم
منم به خدا یچه ی بدی نیستم رو حرفشون حرف نمیزنم هرکاری بگن بی چون و چرا میکنم ولی همش میگن کاش بدنیا نمی اومدی من هرچی بگن بازم لبخند میزنم و میخندم به خنده هام ان گیر میدن میگن کم بخند کم حرف بزن دیگه خسته شدم 💔💔😭💔😭