2777
2789
عنوان

بیایید زن عموم

152 بازدید | 10 پست

زن عموم تو خواستگاری ابرو ریزی راه انداخت 

نمک ورداشت ریخت تو کفش نامزدم و یکی از فامیلاش

پاشنه ی کفش یکی از فامیلاشم شکوند اصلا ام زیر بار نرفت تازه آشوب ام به پا کرد 

شما باشید با همچین ادمی چیکار می‌کنید چه برخوردی میکنید  میشه  راهنمایم کنید 


حساب کاربری واگذار شده🌼مادر نیستم اما زمانه مادرانه مهربانی به من آموخت ،با چشم هایی تا صبح بیدار تو را تیمار گرم تو تب کنی من وجب به وجب مراقب پیشانی و دل کوچکت باشم ❤از خون نمیترسم ولی سرخی را برخلاف همه ی عاشق های رمانتیک کوچه و بازار شهرت دوست ندارم ❤بی اعتنا به سکه های آخر ماه با جان و دل تا جان دارم بی اعتراض پرستار دل پر درد توم ❤

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اصلا چرا بهش گفتید بیاد تو مراسم خاستگاری؟ 

والا فامیلای ما دو روز مونده به جشن نامزدی میان میگن 

بعد شما یکی مثل زن عمو که هیچ کاره س رو بردین مراسم خاستگاری؟

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

اصلا چرا بهش گفتید بیاد تو مراسم خاستگاری؟ والا فامیلای ما دو روز مونده به جشن نامزدی میان میگن بعد ...

زن عموم همسایه طبقه بالا مونه چیکار کنیم نگیم ام یهو پیداش میشه 

حساب کاربری واگذار شده🌼مادر نیستم اما زمانه مادرانه مهربانی به من آموخت ،با چشم هایی تا صبح بیدار تو را تیمار گرم تو تب کنی من وجب به وجب مراقب پیشانی و دل کوچکت باشم ❤از خون نمیترسم ولی سرخی را برخلاف همه ی عاشق های رمانتیک کوچه و بازار شهرت دوست ندارم ❤بی اعتنا به سکه های آخر ماه با جان و دل تا جان دارم بی اعتراض پرستار دل پر درد توم ❤
برو به بزرگترا خونواده بگو که دیگه از این کارا نکنه

گفتم اما مامانم میگه عب نداره دندون رو جیگر بزارید ابر ریزی میشه من به بابات بگم بابام و عموم شریکن

حساب کاربری واگذار شده🌼مادر نیستم اما زمانه مادرانه مهربانی به من آموخت ،با چشم هایی تا صبح بیدار تو را تیمار گرم تو تب کنی من وجب به وجب مراقب پیشانی و دل کوچکت باشم ❤از خون نمیترسم ولی سرخی را برخلاف همه ی عاشق های رمانتیک کوچه و بازار شهرت دوست ندارم ❤بی اعتنا به سکه های آخر ماه با جان و دل تا جان دارم بی اعتراض پرستار دل پر درد توم ❤
چرا اینجوری کرده؟

اصلا درکش نمیکنم و نمیتونم بفهمم چرا 

حساب کاربری واگذار شده🌼مادر نیستم اما زمانه مادرانه مهربانی به من آموخت ،با چشم هایی تا صبح بیدار تو را تیمار گرم تو تب کنی من وجب به وجب مراقب پیشانی و دل کوچکت باشم ❤از خون نمیترسم ولی سرخی را برخلاف همه ی عاشق های رمانتیک کوچه و بازار شهرت دوست ندارم ❤بی اعتنا به سکه های آخر ماه با جان و دل تا جان دارم بی اعتراض پرستار دل پر درد توم ❤
زن عموم همسایه طبقه بالا مونه چیکار کنیم نگیم ام یهو پیداش میشه

وای خدا چجوری با فامیل جماعت یک جا زندگی می‌کنید 

حالا خاستگاری چیشد؟ 

چرا پدر یا مادرت هیچ کاری نکردن؟ من بودم بعد از رفتن مهمونا میشدم شمر جوشن پدرشو درمی‌آوریم زنیکه سلیطه رو 


 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

وای خدا چجوری با فامیل جماعت یک جا زندگی می‌کنید حالا خاستگاری چیشد؟ چرا پدر یا مادرت هیچ کاری نکردن ...

مامانم هیچی به بابام نگفت ب منم گفت صبوری کنید تا آشوب ب پا نشه دندون رو جیگر بزارید منم ب خاطر شخصیت خودم چیزی ب زن عموم نگفتم 

بابا و عموم با هم شریکن

حساب کاربری واگذار شده🌼مادر نیستم اما زمانه مادرانه مهربانی به من آموخت ،با چشم هایی تا صبح بیدار تو را تیمار گرم تو تب کنی من وجب به وجب مراقب پیشانی و دل کوچکت باشم ❤از خون نمیترسم ولی سرخی را برخلاف همه ی عاشق های رمانتیک کوچه و بازار شهرت دوست ندارم ❤بی اعتنا به سکه های آخر ماه با جان و دل تا جان دارم بی اعتراض پرستار دل پر درد توم ❤
مامانم هیچی به بابام نگفت ب منم گفت صبوری کنید تا آشوب ب پا نشه دندون رو جیگر بزارید منم ب خاطر شخصی ...

بدارین چیز ممکن همین ساکت بودن خانواده س چجوریه که اون زن به خودش اجازه میده تو مهم ترین شرایط زندگی شما آشوب به پا کنه ولی شما باید ساکت باشید؟ 

من پدرم و مادرم مثل خانواده شماست ولی من هیچوقت جلو هیچکس ساکت نموندم چون دفعه بعدی بدتر رفتار میکنن

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2840
2838
2834
2835
2108