از یک جایی به بعددلت می خواهد همه چیز را واگذار کنی ،نامه یِ استعفایت را رویِ میزِ دنیا بگذاری،کیفَت را برداری و به دورترین جایی کهمی شناسی بروی...چای بنوشی، سیگارت را دود کنیو به هیچ چیز فکر نکنی!از یک جایی به بعد،دلت می خواهد خودت باشی!تنها خودت و حافظه ای کههیچ کس را به خاطر نمی آورد...📩♥️♡⠀ 〇⠀ ⎙⠀ ⌲ˡⁱᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ ˢʰᵃʳᵉ┈┉┈┉•▴•⚜️•▴•┉┈┉┈
چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
حسودیشو در نیار خیلی بد جواب میده رو اردیبهشتی این موضوع
آخه رو بدم میخواد اختیارمو دست بگیره...باباش کم بود اینم اضافه شد
چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
آخه رو بدم میخواد اختیارمو دست بگیره...باباش کم بود اینم اضافه شد
اره خیلی اینجورین که میخوان از همه جبه های زندگیرو کنترل کنن چون احساس مالکیت دارن رو چیزی که دوستش دارن و میخوان مراقبش باشن و کمکش کنن اردیبهشتی با مالکیت احساسش در امیخته است چیزی که مالکش باشه رو دوست داره
[QUOTE=364372434]اره خیلی اینجورین که میخوان از همه جبه های زندگیرو کنترل کنن چون احساس مالکیت دارن رو چیزی که د ...[/QUOTE
ای خداااا...
چه جالب
چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...