2821
2789
عنوان

دیت اول

833 بازدید | 37 پست

بنظرتون دیت اول زود نیس واسه لمس کردن و اینا

خیلی بهم دس میزد...

منم چن بار بهش گفتم

ولی بازم کار خودشو میکرد

دیت اول زود نیس واسه لمس و اینا...?! 

حتی اخرش بوسمم کرد....

نظر شما چیه

ونک زندگی میکنم. تامام

کنسله همچین پسری 

ببخشیدا مگه لالی یا فلج ک هر جوری دلش خواست رفتار کرده باهات

متاهل و متعهد💍🤍.عاشق همسرمم💞💗❤️. اهل مطالعه ، فیلم ، مسافرت و ایرانگردی ...عاشق ایران قشنگمون 🥰چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد ///من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

کات کن صدرصد فقط فکرش رابطه هست انقدرم براش بی ارزشی که حتی به خودش زحمت نمیده خودشو چند صباحی نگه د ...

منظورم از لمس

لمس جنسی نیستا

لمس عادی دست و صورت..

ونک زندگی میکنم. تامام

پسری که به خودش از همون دست اول اجازه بده لمست کنه ( چه عادیه، چه...)

هدفش کلا مشخصه 

برادرم، کتاب هایی برای من بفرست که پایانی خوش داشته باشند، هواپیمایی به سلامت فرود می آید ، جراح لبخند زنان اتاق عمل را ترک می کند، پسر کور بینایی اش را باز می یابد، عشاق سرانجام یکدیگر را یافته اند، عروسی در راه است، تشنگان به آب می رسند، به نان و آزادی.... ـ بهار جوانی ام که از آن حرف می زدند؛ پاییز بود. و حتی آن هم نه خزان داشت نه باران.تابستان مرده آیی بود نه گرم نه سرد؛ پر از ابر هایی که نمیدانستند چگونه ببارند.شاید برای همین از زمستان نمیترسیدم...و من هنوز به روزنه ی نور آفتاب، که از لای ابر چون کورسوی امید میتابید چشم دوخته بودم، چه بی رحم بود خورشید آرزو که نمی گذاشت به اطمینان تاریکی دنیا ، دل خوش کنم.راستش من همیشه غمگین بوده ام، این غمگینی را حتی در عکسهای دوران کودکیم هم میبینم،این اندوه را، این همیشه آشنا را،من همواره در خودم داشته ام. اندوه چنان شباهتی به من دارد که میتوانم آن را به عنوان هویت بر خود نهم....

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792