راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
پسری که به خودش از همون دست اول اجازه بده لمست کنه ( چه عادیه، چه...)
هدفش کلا مشخصه
برادرم، کتاب هایی برای من بفرست که پایانی خوش داشته باشند، هواپیمایی به سلامت فرود می آید ، جراح لبخند زنان اتاق عمل را ترک می کند، پسر کور بینایی اش را باز می یابد، عشاق سرانجام یکدیگر را یافته اند، عروسی در راه است، تشنگان به آب می رسند، به نان و آزادی.... ـ بهار جوانی ام که از آن حرف می زدند؛ پاییز بود. و حتی آن هم نه خزان داشت؛ نه باران.تابستان مردم آیی بود نه گرم نه سرد؛ پر از ابر هایی که نمیدانستند چگونه ببارند.شاید برای همین از زمستان نمیترسیدم...و من هنوز به روزنه ی نور آفتاب، که از لای ابر چون کورسوی امید میتابید چشم دوخته بودم، چه بی رحم بود خورشید آرزو که نمی گذاشت به اطمینان تاریکی دنیا ، دل خوش کنمراستش من همیشه غمگین بوده ام، این غمگینی را حتی در عکسهای دوران کودکیم هم میبینم،این اندوه را، این همیشه آشنا را،من همواره در خودم داشته ام. اندوه چنان شباهتی به من دارد که میتوانم آن را به عنوان هویت بر خود نهم....