سلام. بچه ها ما یه مسافرت رفتیم. بعد شوهرم چون دست وبالش تنگ بود تقریبا هفتاد درصد هزینه های سفر من متقبل شدم. برا می خواستیم بیایم هم برا سوغاتی اول گفتم برا خاوواده شوهرم بگیرم بعد وقت کردم برا خانواده خودم بگیرم.با هزینه خودم براشون سوغاتی گرفتم. آقا ما از مسافرت برگشتیم و سوغاتی هم برا هر کدوم از خواهر برادرای شوهرم خوراکی اوردم. برا بچه هاشون هم لباس. برا خانواده خودم هم در همین حد. حالا مادرشوهرم میگه کارن(نوه) گریه می کرده میگفته لنا کلی برا خودش اسباب بازی گرفته برا من اسباب بازی نگرفته. منظورش اینبود برا بچه ها علاوه بر لباس باید اسباب بازی هم می گرفتین. من هنگ کرده بودم. هیچی نتونستم بگم. ولی واقعا از روی زیاد مادرشوهر شاخام در اومده بود.