من متاهلم و خیلی عاشق بچم
چند وقت پیش داشتیم با همسرم راجب بچه حرف میزدیم
من به همسرم گفتم من از زایمان خیلی مینرسم مخصوصا طبیعی
اگه بعدا خواستیم بچه دار شیم و خدا خواست میخوام سزارین باشه چون طبیعی فوبیامه از وقتی ازدواج کزذم و میدونم یه روز مادر میشم واقعا از طبیعی میترسم
همسرمم گفت سزارین جای بخیه ها روی تنت میمونه ؟
گفتم اره فکر کنم بمونه
گفت اونجوری من اجازه نمیدم سزارین زایمان کنی نمیخوام اون موقع همون طبیعی زایمان میکنی
من بعدا موقع نزدیکی اون جای بخیه رو ببینم حسم میپرم
بعدا نگی چرا بهم نزدیک نمیشی توجه نمیکنی و اینا
منم گفتم که جای اون بخیه ها نشونه قدرت یه مادره که بچه شو به دنیا اورده
من اصن هنگ مونده بودم تا چند دقیقه که این چی میگفت😐
بعد گفت خب بیخود نمیگن که بهشت زیر پای مادرانه
بخاطر زایمانه دیگه سخته طبیعی هم سخته 😐
اصن از اون شب هنگم
هر موقع بچه میاد تو ذهنم همش اینا تو ذهنم میچرخه🥲