6آذرساعت. سه نصفه شب چت های شوهرم ویه زن هرزه رو توگوشیش دیدم.دریک کلام مردم.تموم شدم .بعد پونزده سال درد نداری کشیدن درد تنهایی درد زخم زبون خانواده شوهر .شوهرم بهم خیانت کرد.بایه زن مطلقه که یه دخترم داره.ساعت سه نصفه شب رگ دستمو زدم تا بمیرم ولی نمردم
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
شوهرم اومد محضر تعهد داده دیگه تکرار نشه.منم یه بچه سه ساله دارم.شرایط خونه بابام هم خوب نیست که پشتیبانی باشن برگشتم ولی حالم روز به روز داره بدتر میشه دلم میخواد بمیرم