تاپیکای قبلیم رو بخونین متوجه میشین…دوماهه همش بهونه گیری میکنه و دعوا راه میندازه…این دعوای اخرم باز من پیش قدم شدم که حرف بزنیم مشکلو حل کنیم هی بحث کردیم تهش گف واسه ما درست نمیشه باید جدا شیم؛ولی بعدش اومد بغلم کرد بوسم کرد گف دلم برات تنگ شده بود
از فرداش دوباره شروع کرد بی محلی کردن
واقعا خسته شدم از شل کن سفت کن کردناش
نمیفهمم دلیل رفتارش چیه دیگه اون ادم سابق نیست هیچی از من براش مهم نیست نه نگرانم میشه نه باهام حرف میزنه نه اصلا مهمه واسش چیکارا میکنم
نمیدونم چقد دیگه باید ب این وضع ادامه بدم کاش حداقل تکلیفمو مشخص میکرد انقد عذاب نمیکشیدم