کیمیا و آزاده رفتن خرمشهر خونه کیوان. پسر کیمیا تو درمانگاه خرمشهر مشغول مداوا بود ، مونا هم رفت خرمشهر پیش سروش سورپرایزش کرد .رسولی خاستگار سحر پیمانو برد خونشون تاپدرشو به پیمان نشون بده و پیمان و پدررسولی همدیگرو دیدار کردن کلی خوشحال شدن.سحر هم بدجوری دلش پیش رسولیه آمارشو از پدرش گرفت
شهریار هم رسید خرمشهر و رها و کیمیا رو پیداکرد و شب رفتن خونه کیوان همگی ، خوابیدن ، فردا صبحش شهریار دیگه تصمیم گرفت کیمیارو تو خونه بکشه که کیمیا کلی براش توضیح داد که شهرامو اون نکشت، درحین دعواودرگیری کیوان سررسید و شهریار فرار کرد
حکم پدر ماندانا هم اومد ۱۰سال حبس و بقیه کلی حکم دیگه
بیژن و پیمان هم یکم دعوا کردن بیژن نمیخواد حق آزاده رو بده و پیمان میگه باید بدی