با ی پسر مجازی آشنا شدیم با هم سرباز بود مهر پارسال آشنا شدیم و آذر فهمیدیم از هم خوشمون میاد . همشهری من نبود و شهرش دور بود ازم . تا تیر ماه سرباز بود و اصلا نتونست بیاد ببینه منو از تیر تا آبان هم هر چقدر منتظر موندم بازم نمیومد . ن پولی داشت ن سرمایه ای .
اگر آدم دهن دریده ای هستی و افتخاری جز نیش زدن نداری نیا تاپیکام . کاربری دست چند نفره . متولد هشتاد هم نیستیم اون الکیه
راسش منم خسته شدم سن حساسی بودم گفتم آخه تا کی دیگه بشینم که این بیاد یا نه الان ی سال گذشته هنوز ی بار نیومده منو ببینه واقعا دیگه سرد شده بودم ازش اصلا اعتمادی نداشتم ک بیاد خاستکاری یا نه . منم خاستکار سنتی راه دادم حالا یکی میشد یکی نه . نفر اخری خوشم اومد ازش و آشنا شدیم البته هنوز معلوم نیس که باهاش اوکی بشم یا نه چون که با ی سری چیزاش مشکل دارم . منم ب این پسره گفتم میخام باهات تموم کنم کلی گریه زاری حال بدی راه انداخت راسش منم دلم سوخت
اگر آدم دهن دریده ای هستی و افتخاری جز نیش زدن نداری نیا تاپیکام . کاربری دست چند نفره . متولد هشتاد هم نیستیم اون الکیه
گفتم بابا خاستکار دارم خودت ک شرایط منو میدونی میفهمی چ زندگی دارم بیشتر از این نمیشد صبر کنم شروع کرد گریه زاری ک من ازهمه بیشتر دوستت داشتم من خوشبختت میکردم فلان . الان موندم چیکار کنم ؟ اینی ک اومده خاستگاریم راسش نمیدونم بشه یا نشه ولی اینم دل من خون کرده ینی من ظالمم؟
اگر آدم دهن دریده ای هستی و افتخاری جز نیش زدن نداری نیا تاپیکام . کاربری دست چند نفره . متولد هشتاد هم نیستیم اون الکیه