برای فهمیدن ماجراش باید کل داستانو بخونی چون حدودا اخراشه
هیچی داره یک زن ک مادر نمیشه از خان کسیک عاشقش بوده احتمالا یا هرچی گله میکنه و طعنه میزنه و همینطورم دوستش ب اسم ماریا و بچش ک فوت شدن رو باید خاک کنه
منظورش از خاک بخیل یعنی خاکی ک حسوده و چشم نداره عزیزاشو زنده و سلامت ببینه خاکی ک روزی دهنده نیست و نعمت نداره
میگ شاید با خاک کردن این افراد بی گناه این خاک کمی محبت رو یاد بگیره البته کنایه ب خان هم هست
و همینطور دست های فلان و اینا معنی دست های زحمت کشی رو میده