حتی اثر انگشت هر انگشتتون باهم متفاوته پس لطفاً نپرسید فلان قوم خوبن یا بد اینطورن یا اونطور تجربه شما میتونه سازنده یا مخرب باشه پس لطفاً تو چیزای که به یک نفر آدم بلکه به هزاران آدم با هزاران شخصیت متفاوت مرتبطه از تجربه شخصیتون استفاده نکنید
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من اولا خیلی دنبالش بود ولی انجام ندادم آب عسل میگن روشن میکنه چشمو
ولی خودم انجام ندادم
هر "پرهیزکاری" گذشته ای دارد وهر "گناه کاری" آینده ای! پس قضاوت نکن.میدانم اگر:قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد...تا به من ثابت کند.در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگریم.محتاط باشیم، در "سرزنش "و"قضاوت کردن" دیگران وقتی؛نه از " دیروز او" خبر داریم، نه از "فردای خودمان"🌼🤍
اول هوس و شیطنتی پرهیجان بود. نوعی طپش قلب 'شبیه ضربان بود. کم کم همه ی دغدغه ام دیدن او شد انگارکه جذاب ترین فرد جهان بود. هی رفتم وهی دیدم وهی آه کشیدم. دلبستگی ام بیشتر از تاب و توان بود. میخواستم اقرار کنم عاشقم اما... چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود
هر "پرهیزکاری" گذشته ای دارد وهر "گناه کاری" آینده ای! پس قضاوت نکن.میدانم اگر:قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم،دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد...تا به من ثابت کند.در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگریم.محتاط باشیم، در "سرزنش "و"قضاوت کردن" دیگران وقتی؛نه از " دیروز او" خبر داریم، نه از "فردای خودمان"🌼🤍
اول هوس و شیطنتی پرهیجان بود. نوعی طپش قلب 'شبیه ضربان بود. کم کم همه ی دغدغه ام دیدن او شد انگارکه جذاب ترین فرد جهان بود. هی رفتم وهی دیدم وهی آه کشیدم. دلبستگی ام بیشتر از تاب و توان بود. میخواستم اقرار کنم عاشقم اما... چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود