خانوادش که نفهم ترین موجوداتی که تا الان دیدم باباش برگشته میگه هم از دوران عقد به نام پسرم هیچی نزدیم که دختر تو جمع نکنه با اینم که خونوادش دخالت کردن تو زندگیم خواستم بازم درستش کنم آجیش گفت تو برا مال دنیا می خوای برگردی گمشو برو
شیش ماه پیش که مشکل داشتیم رفتیم مشاور ده روز اومدم خونه بابام مشاور گفت تا چیزی به نامت نزدن بر نگرد
من گفتم برا مال دنیا که ازدواج نکردم برگشتم
الان باز اومدم خونه بابام مهریمو گذاشتم اجرا
دیشب بهش فرصت دادم زنگ زدم گفتم بیا باهم صحبت کنیم اگه اینارو به نام خودت کردی بر میگردم اونم به نام خودش نه من زندگی کنیم اونم قبول کرد ولی امروز صبح سر عمل کردن اینجوری کرد و تمام زندگی منو به باد داد