2777
2789
عنوان

از دست خواهرای شوهرم خسته شدم

142 بازدید | 5 پست

خونم اصلا قانونی نداره .

خواهرای شوهرم هر کدوم هر ساعت دلشون میخواد میان وقتی شوهرمم باشه میان زنگ نمیزنن ایفون و میزنن باید سریع درو باز کنیم براشون.

اگرم زنگ بزنن به شوهرم زنگ میزنن که درو باز کنید.

دیشب خواهرشوهرم با شوهرش اومدن ماشین لباسشوییمون و درست کنن میگه زن بزنم اون یکی خواهرمم بیاد اینجا حسین بیداره (پسرمه ۴ماهشه)

قبل از تولد پسرم همش میومدن خیلی تلاش کردم 

باز دوباره خونم شده کاروان سرا

افسردگی وحشتناکی کرفتم از دستشون 

بزور غذا میخورم کارامو نمیکنم حتی صورتمو نمیشورم بزور به پسرم رسیدگی میکنم.

به شوهرمم گفتم باهاشون صحبت کن اما نمیکنه.

وقتی میان میرم اشپزخونه محل نمیدم باز میان .

خستم ام کاش ازدواج نمیکردم😭😭😭

وقتی حالم بده یادم میاد که خدارو فراموش کردم.
اصلا خونه خودت نمون برو خونه مامانت از صبح تا شب بمون اصلا اونجا بخواب تا عادت کنن دیگه نیان

مامانمم ادم عصبیه همش جیغ و داد میکنه بعدا طعنشو میده بهم

وقتی حالم بده یادم میاد که خدارو فراموش کردم.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792