2777
2789
عنوان

مامانم از عروسمون متنفره

519 بازدید | 21 پست

مامانم خیلی مهربونه حتی به غریبه ها هم خوبی میکنه و همه همیشه تعریفشو میکنن، ولی به خاطر یه رفتارهایی که عروسمون اوایل عقد انجام داد و یه حرفایی که از سر نادونی و بی تجربگی زد خیلی از چشم مامانم افتاده، دیگه هر اتفاق بدی  میوفته مامانم یه جوری ربطش میده به عروسمون، یه اشتباهی داداشمم میکنه مامانم از چشم عروسمون میبینه، نمیدونم چیکار کنم رابطه شون با هم خوب بشه

منو ریپ نزن و چرت و پرت نگو من اعصاب ندارم، سرم درد میکنه واسه دعوا و بحث کردن تا ته تعلیقی هم هستم پس به کاربری خودت رحم کن

کاری نکن 

کاربری دس دو نفره من و مامانم                                   تو نباشی همه زندگی سر و ته وارونه واااارهههه                     میشه برا سلامتی داداشم صلوات بفرستین؟ میشه دعا کنید زود خوبش بشه؟❤🙏🏻

چه خواهر شوهر مهربونی

از طایفه نوریم، ما تیره نمیمانیم.  آواز غم دل را با قهقهه میخوانیم.      اگر هزاران بار دیگر به دنیا بییام ،هزاران بار دیگر و با هزاران زخم از پا در آیم ، و هزاران حق انتخاب داشته باشم ،اگر از من بپرسند عشق یعنی چه هزاران بار فریاد خواهم کشید وطن.     به قول عزیز قلبم انسان بدون آزادی هیچی نیس❤❤

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

کاری نکن

میترسم حرفی بزنه داداشم بهش بربخوره بخواد قطع رابطه کنه 

منو ریپ نزن و چرت و پرت نگو من اعصاب ندارم، سرم درد میکنه واسه دعوا و بحث کردن تا ته تعلیقی هم هستم پس به کاربری خودت رحم کن

من دیدم طرف از عروسش خوشش نمیاد راهنمایی نمیده چون عروس خودش وارد زندگی پسر شد و مادره بنا به دلایلی ...

حالا عروس ما رو خود مامانم پیدا کرد، ولی به خاطر یه اشتباهاتی که عروسمون داشت از چشم مامانم افتاد، وگرنه مامانم اوایل خیلی دوسش داشت

منو ریپ نزن و چرت و پرت نگو من اعصاب ندارم، سرم درد میکنه واسه دعوا و بحث کردن تا ته تعلیقی هم هستم پس به کاربری خودت رحم کن

مادر شوهر منم ،منو دوست نداره،حتی نفرینم کرد

منم سپردم بخدا

انقدر دلم رو شکسته ولی هنوز دارم احترام میذارم

امروز رفتم خونه ش،برام غذا گذاشت که بیارم خونه م،چند وقته مهربونتر شده اما امان از دل شکسته من که نمیگذره…

حالا عروس ما رو خود مامانم پیدا کرد، ولی به خاطر یه اشتباهاتی که عروسمون داشت از چشم مامانم افتاد، و ...

نه روزی نیست که عروس شو نفرین نکنه

به شانس بگوید ماهنوز زنده ایم یک شب هم درخانه ی مارا بزند
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز