میخام تست کنم ببینم حس ششم دارم یا نه سوالاتونو بگید که جوابشو میدونید
آنه ! تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشتوقتی روشنی چشمهایتدر پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بودبا من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیتاز تنهایی معصومانه دستهایتآیا می دانی که در هجوم دردها و غم هایتو در گیر و دار ملال آور دوران زندگیتحقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود؟آنه !اکنون آمده ام تا دستهایت رابه پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاریدر آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآییو اینک آنه شکفتن و سبز شدن در انتظار توست… در انتظار تو
❤الو سلام ببخشید منزل خداست؟ منم همون مزاحمی که اتفاقا آشناست*هزاربار دلم گرفته این شماره رو*ولی چرا هنوز پشت خط در انتظار یک صداست*شماکه گفتی واجبه جواب سلام هرکسی*چی شد به مارسیدبازحساب بنده هاجداست*اجازه میدی که برات یه کم دردودل کنم*آخه شنیدم که فقط اسم تو مرهم وشفاست*حتی اگه چیزی نگی کلی دلم سبک میشه*چون میدونه که میشنوی وقتی تو این حال و هواست*الو دوباره قطع و وصل سیم ها شروع شده*خرابی از دل منه یا شاید از این سیم هاست*الو منو ببخش اگه بازم مزاحمت شدم*دوباره زنگ میزنم تا خدا خداست
آنه ! تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشتوقتی روشنی چشمهایتدر پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بودبا من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیتاز تنهایی معصومانه دستهایتآیا می دانی که در هجوم دردها و غم هایتو در گیر و دار ملال آور دوران زندگیتحقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود؟آنه !اکنون آمده ام تا دستهایت رابه پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاریدر آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآییو اینک آنه شکفتن و سبز شدن در انتظار توست… در انتظار تو
آنه ! تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشتوقتی روشنی چشمهایتدر پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بودبا من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیتاز تنهایی معصومانه دستهایتآیا می دانی که در هجوم دردها و غم هایتو در گیر و دار ملال آور دوران زندگیتحقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود؟آنه !اکنون آمده ام تا دستهایت رابه پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاریدر آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآییو اینک آنه شکفتن و سبز شدن در انتظار توست… در انتظار تو
آنه ! تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشتوقتی روشنی چشمهایتدر پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بودبا من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیتاز تنهایی معصومانه دستهایتآیا می دانی که در هجوم دردها و غم هایتو در گیر و دار ملال آور دوران زندگیتحقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود؟آنه !اکنون آمده ام تا دستهایت رابه پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاریدر آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآییو اینک آنه شکفتن و سبز شدن در انتظار توست… در انتظار تو
آنه ! تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشتوقتی روشنی چشمهایتدر پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بودبا من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیتاز تنهایی معصومانه دستهایتآیا می دانی که در هجوم دردها و غم هایتو در گیر و دار ملال آور دوران زندگیتحقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود؟آنه !اکنون آمده ام تا دستهایت رابه پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاریدر آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآییو اینک آنه شکفتن و سبز شدن در انتظار توست… در انتظار تو