بچه ها جاریم به شدت آدم حسودیه و پیش همه بد منو گفته درصورتیکه من از اولی که باهاش اشنا شدم بدی نکردم بهش چجوری بهش بی محلی کنم تا حساب کار دستش بیاد اخه برادر شوهرم خیلی ادم خوبیه و هوامو داره اما جاریم دوس داشته خواهرشو به شوهر من بند کنه اما شوهرم نمیخاسته حالا همیشه جایی که من باشم از قصد خواهرشو میاره و من عذاب میکشم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
از بس فکرم درگیر میشه شبا کابوس میبینم که دختره دست شوهرمو میگیره
بیکاری دختر الکی خودت عذاب میدی من حالا طرف هی اسم همسرم ورد زبونش بود هیچ دم به دیقه می گفت برات چایی بیارم برات سیب پوست بکنم اصلا برام مهم نبود چون من زنش بودم اگه اون میخواست نمیومد سراغ من پس بیشتر بفکر این باش مقابلش خوش پوش و بشاش باشی و بگی بخندی مخصوصا باشوهرت تا حساب کار دستش بیاد
شوهرم قسم میخوره میگه بخدا که من اصن اون برام مهم نیس تو رو دوستت دارم ولی از دختره بدم اومد حالم به ...
شوهرت باید با اون و خداهر خیلی سرد برخورد کنه مثلا جواب سلام نده اگه خیلی پرو بودن و گفتن به رو آوردن بگه سلم همسن نه بخنده نه وقتی حرف میزنن نگاه کنه با گوشی مشغول بشه یا مثلا تو مهمونیا جا مخصوص برای تو کنارش بزاره و بلند بگه فلان جان بیا اینجا و....
تو رو خدا لایک نکنیدددددددددداین حساب مال 3 نفره 👆👌✌️