معاون دوره دبیرستان تعریف میکرد تو دانشگاه یه رفیق داشته عاشق جن و این جور چیزا بوده
هی میخاسته جن احضار کنه
یکی ازین روزا حالش خراب میشه میبرن بیمارستان ۱ ماه بستری میکنن
بعد یماه دوباره میره سراغ این کارا تا اینکه .....میاد میگه جن پیدا کردم بقیشو الان میگم