دیشب با شوهرم بحثم شد.مامانم پیشم بود یک هفته دیشب رفت دلم گرفته بود گریه کردم شوهرم حمام بود بعد ک اومد من تو حال خودم بودم قهر کرد گفت بهم بی محلی کردی رفت تو پذیرایی خوابید رفتم بهش گفتم بیا سرجات بخواب هلم داد گفت دیگه خسته ام کردی میری خونه مامانت میخوای بیایی عزا میگیری میان میرن عزا میگیری.خ ناراحتم از دستش.صبح هم رفته سرکار غذاشم نبرده.منم فشارم افتاده بدنم یخه حوصله ندارم.نمیدونم چیکار کنم؟خودش با مامانش قهره احساس میکنم حسودی میکنه.