عزیزم مادرش دیابتش رو نوعش رو نمیدونم منتهی از اوناست که حتی تو چشمش هم آمپول تزریق میشه برای بینایش خواهرهای مادرش ام دیابت دارن تا جایی که متوجه شدم خواهرهای همسرم دارو مصرف میکنن البته پنهانی
و اینکه همسرم بیماریشو پنهان کرده بود متاسفانه کلا تو شدم شرایط جسمی خوبی نداره روماتیسم شدید بعد عقد گفت یکساله درگیر شده بعد متوجه شدم دروغ میگه چندین سال و اینکه همیشه بی حال بود حوصله نداشت نمیدونم کلا یهو کل بدنش خارش میگیره دستش بی حس میشه اواخر میگفت پشت پاش سیاه شده
وقتی مادرش دیابتی قطعا فرزندان هم ارث از مادر بردن حالا همه اینها به کنار پدرمم در آوردن