چند روز قبلا مانتو تم یک ذره لکه داشت من پوشیده بودمش داشتم سرکلاس اون قطره لکه را دیدم
بعد من رفتم داخل اشپزخونه خوابگاه مانتوام تنم بود یک ذره یک قطره اب روش ریختم اصلا مانتو من نه به سینک برخورد نه دستم بعد یک دختره اومد گفت ما اینجا طرف میشوریم مانتو را ابنجا نشور اصلا مانتو من به سینک برخورد نمیکرد بعدشا من یک قطره اب با دستم روی مانتوییکه تنم بود ریختم همین خیلی حرفش مسخره بود هنوز یادش میوفتم اعصابم خورد میشه بعضی فقط میخوان گیر الکی بدن