مسئله اینجاست که شوهرم دوماهه به طرز عجیب غریبی گوش به فرمان خانوادش شده و با منو خونوادم دشمنی میکنه همش تحقیرم میکنه توهین میکنه به خانوادم منم هی میخوام نادیده بگیرم ولی میبینم تکرار میکنه تحمل نمیکنم و دعوا میشه کلا انگار دنبال بهونه میگرده باهام حرف نزنه؛کسی که حتی یه روز تحمل نمیکرد قهر باشیم الان یک هفته قهره یه روز اشتی…۵ روز پیش باز بحثمون شد برگشت گفت نزار تنفری که از بابات دارم باعث شه قیدتو بزنم…مشابه این جمله رو چندبااار تو همین دعواهای اخیر تکرار کرده
منم اخر گفتم اگه دردت مهریه اس همشو میبخشم فقط طلاقم بده منت اینجوری زندگی کردنو سرم نزار وقتی دلت به این زندگی نیس…
دلم شکست و دیگه باهاش حرف نزدم حالا اون دست پیش گرفته انگار بهش برخورده همش پستای ناله و نفرین لایک میکنه استوری میزاره انگار اونه که در حقش بدی شده و داره تحمل میکنه این زندگی رو🙂
واقعا نمیدونم الان باید چیکار کنم نه میتونم به خونوادم چیزی بگم نه دلم میخواد باهاش حرف بزنم زندگیم شده جهنم 😭