یه ساله با یه مرد همسن خودم ازدواج کردم(24)،،تنها پسره و طبقه بالای مادرش زندگی میکنیم،یه خواهر مجرد داره،،شوهرم خیلی بچه وضعه،سر کوچیکترین مسائل دعوا و ابروریزی راه میندازه،طوری که همسایه ها صداشو میشنون حتی یه بار یکیشون اومد ارومش کرد،،دیشب گیر داده بود بریم طبقه پایین پیش مادرم بخوابیم خواهرش خونه نبود،منم چون لحنش بود اولش گفتم نه،ولی نمیدونین چه آبرو ریزی راه انداخت،اخرشم گف ازینجا برو،،زنگ زد مادرم اینا