میگه چرا بابات اون موقع برای من یک سال و نیم پیش عروسیمون چرا کت شلوار هشت میلیونی خرید(درحالی که میدونست بابام چقدررر دستش دم عروسی تو جریان جهیزیه و... خالی شده) خود پدرم برای عروسی دخترش نتونست لباس بخره...
میگه چرا کفش و کت و شلوار لوکس نخریدن برای من اون موقع ما دو میلیون و خورده ای پول کفش دادیم کفش پنج میلیونی شش میلیونی مثلا میگه باید میخریدن.
بعد با مامان و بابای من برداشته و عین دشمن عین ادمای عوضی و بد درموردشون حرف میزنه!!!!
اونا در عمل هیچ کاری نکردن کلی هم بخاطر ما زحمت کشیدن صدشونو گذاشتن کلی جاها هم چشم پوشی کردن حتی از یه سری چیزا بعد اون ازشون یه دشمن بزرگ ساخته
بهترین شب یلدایی رو برام اوردن مامان و بابام برام گوشی اخرین مدل خریدن میگفت وظیفشون بوده گوشیتو که دو سه سال تو خونشون داشتی عوض کنن اومدن جای کادو دادن باید جدا طلا میدادن و...
میگه انقدر بیشعور بودن برای من یه پیزهن هدیه نیاوردن!!!میگم بابا عرفه برای دختر یلدایی میارن خوراکی و هدیه و... بعد وقتی دود از سرم بلند میشه که به خانوادم به ناحق با پر توقعی میگه بیشعور و داد میزنم میگم تو حق نداری به خانوادم توهین کنی و بسه و... میگه تو وحشی و بی ابرویی (بعد به قومیتمون اشاره میکنه میگه فلان جاییا وحشی ان و... شما همتون همینید و...)
خسته شدم بخدا
همیشه پدر و مادر من عالی(خصوصا در حد توان خودشون) پیش میرن و اون یه جوری طلبکاره که بیا و ببین پدر و مادر من تو هر زمینه ای چند برابر اکثریت مردم کار کردن ولی شوهرم همش میگه باید ال میکردن بل می کردن و...
دیگه خسته شدم