2777
2789
عنوان

رمان جدید

| مشاهده متن کامل بحث + 103156 بازدید | 2284 پست


#پارت_990




نگاهم رفت سمت پیراهن قرمزِ حلما.

- حلما جان، مگه نگفتم این پیراهن رو تنت نبینم.


دستپاچه دستی رو دامنش کشید.

- به خدا بلنده... نگا!!


بلند شد و جلوم چرخید.

- می‌دونم عزیزم، از رنگش خوشم نمیاد.


- چشم، دیگه نمی‌پوشم.


دخترکم نمیدونه با دیدن پیراهن قرمز، یادِ عکس کذایی می‌افتم که دستم دادن و دنیا رو سرم خراب شد. برای اینکه حال و هواشون عوض بشه، بوسیدمشون.


- پاشین بپوشین بریم بستنی.


- آخ جون، بستنی... من شکلاتیش رو میخورم.


بعد از کلی گشتن، برگشتیم باغ. خسته و خوشحال رفتن سمت عمارت. راهم‌و کج کردم سمت کلبه‌ی ویران شده‌ی آرزوهام.


- سعید... بابا جان.


با دیدنش تو تاریکی زیر درخت، مکث کردم... در مورد فتانه میخواد بگه... شاید گلایه کنه.


- سلام، شرمنده ندیدمتون.


- دشمنت شرمنده پسرم... کجا بودی؟


- دخترا رو بردم بیرون.


تسبیح دور انگشتاش‌ پیچید و لم داد به صندلی.

- خوب کاری کردی بابا جان، دلشون پوسید از بس تو این باغ حرف شنیدن و دم نزدن.

کنارش نشستم.


- نمیخوای این لباس سیاه رو...


- آقا بزرگ تو رو خدا دیگه شما شروع نکنید... محض اطلاعِ شما و بقیه تا آخرین روز عمرم این لباس به تنمه.


سری به تاسف تکون‌ داد.

- خانم‌بزرگ چیزی بهت نگفت؟


- در مورد چی؟


با سینی چایی که سمانه روی میز گذاشت و نگاه معناداری که به بابا انداخت، میشد فهمید چه خبره؟ قضیه‌ی فتانه نبود... نقلِ صحبتی بود که از چند ماهِ پیش قُوت گرفته و پدر ول کنش نیست.


- بابا جان، عکس دختر حاج عزت رو نشون داداشت دادی؟


سمانه از ترس خودش رو کشید سمت بابا.

- بله... عکس رو ندید پاره کرد... دیده بود هم فایده‌ای نداره، میدونم‌ رد می‌کنه.


قدمی سمت کلبه رفتم و برگشتم.

- خسته شدم، باید داد بزنم تا همه بفهمند من دیگه قصد ازدواج ندارم... سعید دیگه دلی نداره تا عاشقی کنه.


سمانه هق زد و تو خودش مچاله شد.

- چرا؟؟ چرا به خودت بد می‌کنی داداش... مهدخت رفته و دیگه هم برنمیگرده، تا حالا دو بار سکته کردی...



#نویسنده_نجوا


دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز