میشه بخونید و نظرتون رو بگید❤️این دوستم رو از دوران دبیرستان میشناسم ولی از سال ۹۸ باهم صمیمی شدیم توی مدرسه در حد سلام احوالپرسی
از سال ۹۸ باهم سفر رفتیم
دیگه از اون موقع صمیمی شدیم سال ۱۴۰۰ هم یه مسافرت دیگه رفتیم
از اینا بودیم که هر روز توی دایرکت کلی پست برای هم میفرستادیم
بعد همه چیو هم بهم میگفتیم
از روزی که با نامزدش دوست شد من خبر داشتم کلی هم به قول خودش بش مشاوره دادم یه سه سالی باهم دوست بودن همه چیشو هم به من میگفت
تا اینکه امسال گفت میخواد بیاد خواستگاری بعدش واسه نامزدی که حرفش شد
اینطوری جلو من گفت فقط فامیلامونو درجه یک دعوت میکنیم خودمونی باشه شلوغ نشه
فلان دوستمم چون برا فلان مراسم دعوت کرد بش میگم
دیگه هی دیدم همش میگه فامیلامون منم گفتم اره نامزدی خانوادگیه ممکنه برا این بهم نگفته باشه؟
بعدش ۲ تا از دوستاش که بیشتر از من باهاشون صمیمی بود توی نامزدیش بودن
حالا من ارزوی نامزدی رفتن ندارم ولی ناراحت شدم که حتی حاضر نشد یه تعارف خشکو خالی کنه
و اینکه به نظرم اومد که من براش بی ارزشم توی شادیش اونا رو که واقعا دوست داشت دعوت کرد
نظرتون چیه؟ حق دارم ناراحت باشم؟
میخوام کم کم ارتباطمو باهاش کم و قطع کنم
بعدش بش بگم ناراحت شدم از این بابت؟
من ۳۶ سالمه مجردم دوستمم هم سنم هست