حقیقتش واژه ای پیدا نکردم برای کسی که زندگی میکند!
اسمش را گذاشتم زیستنده.
انگار برای بار اول زشتی میکند ولی خب دارد درست از آب درمی آید
در رویا زندگی میکنم
مدتهاست تا خواستم برای چیزی تلاش کنم
از ترس
ترجیحم بر این بوده در رویا تجربه اش کنم و فکر کنم که اتفاق افتاده
آخر عملی کردنش در واقعیت کلی حاشیه ساز میشود!
و منِ کنونی آنقدر در احساسات قوی نیستم که بتوانم تحملش کنم
پس تجربه اش را بر عهده رویا میگذارم
تا زمان درستش شاید واقعی شد
شاید