دلم می خواست دروغ باشه استعلام گرفتم برا اجرا گذشتن مهریم شوهرم گفته بود سه دونگ ماشین به نام خودشه نبود
باباش هیچ چیزی به نامش نبود حساباشونو خالی کرده بودن هر دو
زن ثبت اسنادی گفت مگه میشه بیشتر از این که دروغ گفته دلم برا خودم شوخ پقی زدم زیر گریه
دلم می خواست خوشبخت بشم چرا این کارو کردن باهام چرا اعتمادم سو استفاده کردن حالا من چیکار کنم با غصه مامان بابام خونوادم سه تا دختر بدون داداش بدون عمو بدون کسی که هم پای بابام پشتم باشه این حقم نبود دعا کنین خدا ازشون نگذره