سعی کردم بروی خودم نیارم
و کارایی ک باید بکنمو انجام بدم
یکم مرتب کردم خونه رو
و چون خواهرم امشب مهمون داشت
رفتم خونشون بچه اشونگه دارم چون نی نیه ک کاراشو راحتتر بکنه
تا خوده شب هم ی کوچولو حالت بی قراری داشتم
ولی واقعا بهش بها ندادم
و هرکار از دستم برمیومد کردم ک اذیتم نکنه