روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
این جهان وقتی مرا میفهمد که دیگر از من نسترن روییده است...??????Ya umutlar biterse......اگه بارون باز بباره تو کویر...دیگه اما سر رسیده عمر این درخت پیر....در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست..خوشا به حال کلاغای قیل و گال پرست..چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را برای این همه ناباور خیال پرست؟....
بخدا خیلی جوکید 😛😛😛میخاستم ببینم کاربریم از حالت تعلیق درومده یانه ...ولی دوستون دارم 😂😂😂😂
ایرانی جماعت در هر حالتی پایه ایم
این جهان وقتی مرا میفهمد که دیگر از من نسترن روییده است...??????Ya umutlar biterse......اگه بارون باز بباره تو کویر...دیگه اما سر رسیده عمر این درخت پیر....در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست..خوشا به حال کلاغای قیل و گال پرست..چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را برای این همه ناباور خیال پرست؟....
هر وقت خواستی جا بزنی؛به حس خوب بعد از نتیجه گرفتنت،به آخیش گفتن بعد رسیدنت،به برآوردن شدن آرزوهات،به حس رضایت درونت،به خنده ی از ته دلت،به اشک شوق مامانت،به لبخند مغرورانه بابات فکر کن و ادامه بده ادامه بده...