خونواده ی شوهرم از همون اول تا تونستن عذابم دادن به هزارویک روشی که فکرشو کنید…همش منتظر جداییمونن کاملا مستقیم تو روم این موضوع رو میگن مثلا میخوایم کاری کنیم میگن حالا اگه قرار زندگی کنید این کارو انجام بدین(منظورشون اینه زندگی شما که دوام نخواهد داشت)
خوبیش این بود که شوهرم همیشه طرف من و زندگیمون بود و همیشه همه کار میکرد که حفظش کنه اونام از این موضوع حرصی و ناراحت… اما الان چند ماهه زندگیم شده جهنم؛نمیدونم باهاش چیکار کردن که کاملا باهام دشمن شده حتی با خانوادم،همش توهین میکنه بهم میگه نمیخوامت کاملا مشخصه به جدایی فکر میکنه همش حرفشو میزنه اما از ترس مهریه اقدامی نمیکنه اینارو همشو از حرفاش میفهمم
بخدا هیچ اتفاق خاصی نیوفتاده کاملا یهویی همه چی عوض شد نمیدونم چی تو گوشش خوندن چیکار باهاش کردن فقط مطمعنم که کار خودشونه توروخدا بگین چیکار کنم چجوری نفرینشون کنم دل صاب مردم اروم شه 😭