حس میکنم با انتخاب بدم باعث شرمندگی پدرم شدم...اگه از فامیلام بپرسن نامزدم چ جور ادمیه...میگن عالی...چون من همیشه آبروداری نامزدمو کردم...
یاد عشق اولم افتادم ک اونم منو ترک کرد و رفت بخاطر ثروت یه دختره باش ازدواج کرد اونم بعد سه سال داره دختره رو طلاق میده دوساله الان تو مرحله طلاقن...
فامیل هست عشق اولم...
از اول نامزدی ش همش منو میدید میگف دلم پیش تو هستش...چندباری با چشم گریون ب من گف....ولی من محکمممممم از نامزدم و خوبیاش گفنم و گفتم ک چقد دوسش دارم...
اونم با چشمای پر اشک ب من گفت تو ب لج من رفتی ازدواج کردی ولی مطمین باش طلاق میگیری...چون دلت پبشه منه...
ولی بخدا قسم من ذره ای بهش نفهموندم مشکل دارم با نامزدم...
حالا حرف اون درست دراومد...
خدایاااااااااااااا