2777
2789
عنوان

طلاق سخته؟؟

| مشاهده متن کامل بحث + 2855 بازدید | 66 پست
ببین طرفت که سنگ نیست که منعطف نشه بازم تلاش کن با خودت بگو طلاق وجود نداره از امشب تصمیم دارم زندگی ...


نه سنگ نیست ...دقیقا بعد از هرمشکلی همینارو با خودم میگفتم وشروع میکردم ...بارها دعوا و خورد شدن ها و کمبودها منو از پا درنیاورد...فامیل های نامزدم میگفتن بعد ازدواج این اقا خیلی عوض شده بهتر شده...

حالا بعد سه سال ک با همه چیزش ساختم میدونی ب من چی میگه؟

"تو اونی نیستی ک من میخواستم....سرد شدم...دوست داشتنم کم شده...قبل ازدواج باید بیشتر فکر میکردیم..."

اینارو تو عالم عصبانیت نگفت بلکه با ارامش بعد دور روز بی خبری از هم تو تلفن گفت...

من وسط دعوامون حرفای بد بهش زدم اما من عصبانی بودم بعدش ازش عذرخواهی کردم...

ولی ایشون تو ارامش اون حرفارو گفتن...

امروز بهش گفتم ازت جدا میشم  و مهریه مو میبخشم و کلا شماره شو گذاشتم لیست سیاه...

سه ساله نشناختمش...واقعا میخوام ببینم چیکار میکنه؟؟؟؟اگه براش مهم نبود اونوقت با وجدان راحت جدا میشم....

  من در پناه خدا هستم و خدا هرگز دیر نمیکنه...
سه بار قهر کردیم و هر بارش ،دوماه طول کشید... بخدا قسم موندم چیکار کنم...

من هودم تو فقد طلاق گرفتم.رو ماه و۳ روز عقد بودم.با پسری که در حد ی عکس در کنار هم نایستادیم. هر چند دو ماهو آزارم داد .اوایل خیلی خیلی خیلی  سخت بود.ولی با اومدن شوهر عزیزم همه چی جبران شد الان سه ساله باهاشم بهترین مرد دنیاس و یه لحظه م دلمو نرنجونده.

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

من هودم تو فقد طلاق گرفتم.رو ماه و۳ روز عقد بودم.با پسری که در حد ی عکس در کنار هم نایستادیم. هر چند ...


شما خیلی زود متوجه شدین...من سه سال عمرمو دادم..

ان شالله همیشه خوشبخت باشین.

  من در پناه خدا هستم و خدا هرگز دیر نمیکنه...
نه سنگ نیست ...دقیقا بعد از هرمشکلی همینارو با خودم میگفتم وشروع میکردم ...بارها دعوا و خورد شدن ها ...

نه نه عزیزم اولا از امشب یه بار دیگه به خودت فرصت بدهدبگو زندگیمو میسازم تمام تلاشتو بکن اون حرفا رو نشنیده بگیر  مهربونیتو بیشتر کن از گذشته بگذر اصلا اون حرفا رو پاکشون کن انگار نشنیدی همه تلاشتو بکن تا زندگیتو دوباره بسازی  بسازش تا چندسال اینده به امروزت لبخند بزنی بگی چه ساده بود چه زندگی خوبی دارم البته بگم مهریه حق تو ئه چرا ساده بگی توافقی ایا توافقی یا غیر اون دردی دوا میکنه نه نمیکنه نمیگم اما باور کن طلاق راه اخر اخره اخرین راههبهش محبت کن دستاشو بگیر تو چشاش خیره شو حرفاشو بشنو حرفاتو با محبت بهش بزن بگو اولین و اخرین مرد زندگیت بوده بگو امیدته بگو کوه مشت سرته بگو نبضم به نبضته .

عزیزم بهش محبت کن اما مادری نکن بهش بفهمون دوسش داری وقتی رفتی سر زندگیت اونو چه روحی چه فیزیولوژی به خودت عادت بده جوری که نتونه بدون تو ادامه بده کاری کن بشی نبض زندگیش میتونی تو بخاه تا بتونی 

بازم خودت میدونی اما خاهرانه میگم مطمئنم میتونی درستش کنی شک نکن بگو یا رضا میخام زندگیمو بسازم کمکم کن بچه دار که شدم اسمش رو میذارم رضا .

امام رضا دست رد به سینه بندش نمیزنه

گلم اینجا ایرانه جایی که زندگی و دید نسبت به زن طلاق داده فرق میکنه .

 خاهرانه بهت گفتم اما تصمیم باخودت اگه خاستی باهام حرف بزنی گوشم با توئه 

نه نه عزیزم اولا از امشب یه بار دیگه به خودت فرصت بدهدبگو زندگیمو میسازم تمام تلاشتو بکن اون حرفا رو ...


اشکم دراومد...وقتی اینارو میگی یاد روزهایی میافتادم ک قلبم شکست ولی بازم ناامید نشدم...حتی بعد از هر تلاشم و توکل ب خدا وقتی مشکلی رو حل میکردم سجده ی شکر بجا میاوردم...

حرفای تلخ تو این سه سال خیلی بهم دیگه زدیم اما چون عاشق هم بودیم همو بغل میکردیم محکمممم و آروم میشدیم...من میدونم باید توجه نامزدمو ب خودم جلب کنم اما واقعا خسته شدم...شهر ما خیلی از هم دوره...13 ساعت...

ما عاشق هم بودیم اما نمیدونم چرا وقتی از هم دور میشیم دعوامون بیشتر میشه...

من موافق طلاق نیستم...اما ادامه باهاش هم سخته...دلم ازش شکسته خیلی...دلم میخواد واس به دست آوردن من تلاش کنه...چون واقعا گیج شدم ک ایا قلبا دوسم داره یا ن....برای من عشق صادقانه خیلی مهمه...راه های ارتباطی مو باهاش قطع کردم اگه واقعا منو بخواد بلده چیکار کنه...

من لج نمیکنم ولی باید یه چیزایی ب من ثابت بشه...نمیخوام خودمو گول بزنم....

  من در پناه خدا هستم و خدا هرگز دیر نمیکنه...
شما خیلی زود متوجه شدین...من سه سال عمرمو دادم.. ان شالله همیشه خوشبخت باشین.

قربانت عزیز دلم.خدا مشکل تو رو هم به صلاحت حل کنه.

آره من خوشبختانه خیلی زود طرفمو شناختم.الانم خبر دارم (پسر دوست  همکار بابام بود )یکی دیگه رو بد بخت کرد و خانمی تنها چند ماه زنش بوده اونم طلاق داده.

قربانت عزیز دلم.خدا مشکل تو رو هم به صلاحت حل کنه. آره من خوشبختانه خیلی زود طرفمو شناختم.الانم خبر ...


منم ماه های اول متوجه شدم تفاهم نداریم اما نخواستم کم بیارم همش تلاش کردم همه چی درست شه...نفهمیدم سه سال چجوری گذشتّ..و الان واقعا حس میکنم خسته م...


  من در پناه خدا هستم و خدا هرگز دیر نمیکنه...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792