صبح که بهم گفت برو بعد دو دیقه بعدش گفت میخوای واقعا باهام زندگی کنی و... من تعجب کردم گفتم حتما یه لحظه اعصابش خورد شده شیطونو لعنت کرده باز درست شده. قبل خوب شدن فال حافظ گرفته بود برا من فرستاد گفت نظرت چیه وای فالش خیلی بد بود نوشته بود دارن فریبت میدن و کلی حرفای بد منم دقیقا فهمیدم حافظ منو میگه ها چون سرکار جدیدمو بهش نگفته بودم که دروغ گفتم همون کار قبلیه ست هرروز دیگه میام و ساعتاش زیاد شده ولی صبح گفتم ای بابا همه پلیدیای دنیا از منه؟ خو به من چه اخه شاید دوستاتو میگه شاید کسی دیگه ست بعد امشب گفت اون فالو برا جفتتون فرستادم و تصمیممو گرفتم گفتم وا با یه فال گفت نه با عکس العملا و طرز فکر و جپاب دادناتون اون یه تعبیرایی از فالم کرد که تورو ترجیه دادم.
هرکاری کردم نگفت ولی بچه ها فک کنم کار دست خودش داد اخر با بد کردن من فک کنم گفته فالت شیوارو میگه و.... اونم دیده این عوضی بازی درمیاره ولی من بدجنس نیستم بدشو بگم و سادم برا همین بدش اومد از اون