یادتونه یه جا پیمان معادی رفت بلیت تئاتر رو پس بگیره دختری که پشت باجه بود نگاه های معنی دار بهش میکرد؟
یا اون بچه که با پسرش تو مهد بازی میکرد سر کارش گذاشت که انگار مثلا مامانش نیومده دنبالش و نگاه های شیطنت امیزی بهش میکرد
وقتی رفت تراپی به دکتر گفت اون نگاها از یادم نمیره اذیتم میکنه و مدام میاد جلو چشمم.
بچه ها منم شدیدا این مشکل رو دارم
نگاه ادم هایی که هیچ اهمیتی تو زندگیم ندارن ازارم میده و مدتها طول میکشه فراموش کنم
اخرین پریروز بود
با یکی از همسایه هامون یه بحث و سوتفاهمی پیش اومد کم کدورت شد بینمون.بعد از دو ماه دیدمش تو پارکینگ بهش سلام کردم لبش رو فرم خاصی کج کرد و از روی اجبار سر تکون داد.
اصلا چهره و طرز نگاهش از ذهنم نمیره بیرون!