2777
2789
عنوان

ببینید این شخص چ حسی بمن داره

179 بازدید | 19 پست

خیلی بهم محبت می‌کنه توجه می‌کنه از سه سال پیش وسطش ی رابطه عاطفی صورت گرفت چون ممنوعه بود کشید ب حراست و جدامون کردن و خیلی براش گرون تموم شده الان دیگه کامل قیدمو زده و اصلا ابراز عشق دیگه صفر ولی اگر هر کاری باهاش داشته باشم سریع در هر شرایطی مثل قدیم برام انجام میده این یعنی هنوز دوسم داره جلو خودشو میگیره یا فقط دلش برام میسوزه چون می‌دونه تو اون رابطه وابسته ش شدم الان تو لطمه ام یا فقط برام احترام قائل هست بنظرتون؟

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

پس چرا هنوز اینجوری هر کار دارم برام انجام میده

نمیدونم هرکسی که کاری واس آدم انجام بده که حتما دوست نداره شاید همونطور که خودت میگی احترام اون زمانایی که باهم بودین و تو وابسته شدیو داره ولی کسی که آدمو دوست داشته باشه هیچ وقت قیدش نمیزنه

:)

 خانما برای عشق،ابایی از بی آبرویی ندارن

برعکس آقایون


من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه):                                                         برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمده‌ام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی.                                               ‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز می‌کنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم):    حکایت مواجهه من با آدم‌هاییه که یهو ازشون عجیب‌ترین بی‌مهری‌ها رو میبینم...

😔😓چشام اشکی شد پس من ک دوسش دارم دلبسته ام چی

درکت میکنم سخته ولی من جات بودم منم قیدشو میزدم غرورم مهمتره ولی تو اگ خیلی اذیت میشی و احساساتت قوی تره برو ازش روراست بپرس اگ ادم خوبی باشه بازیت نمیده و راستشو میگه اگ از زبونش بشنوی ک حسی نداشته توام حست تموم میشه الان چون فکر میکنی دوست داره حست اینجوریه ولی اگم گف دوست داره ازش بپرس چرا دیگه نشون نمیده و باهات نیست مشکلو حل کنید

کاربری دست دو نفره منو خواهریم(دوستم)🥰
بیشتر توضیح بده ارتباط این حرفتو با سوال من برام جالب بود نظرت

نمیدونم 

متنو خوندم یاد این جمله افتادم

وقتی بعد از برملا شدن رابطتون قیدتو زده،یعنی تا همونجا براش ارزش داشتی

اینکه قاطع کاری نمیکنه ک بری،شاید از دوست داشتنش باشه

ولی اینکه واضح هم مثل قبل ابراز علاقه نمیکنه،قطعا طبق حساب کتاباش،نمی ارزه ک این کارو بکنه

من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه):                                                         برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمده‌ام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی.                                               ‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز می‌کنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم):    حکایت مواجهه من با آدم‌هاییه که یهو ازشون عجیب‌ترین بی‌مهری‌ها رو میبینم...

درکت میکنم سخته ولی من جات بودم منم قیدشو میزدم غرورم مهمتره ولی تو اگ خیلی اذیت میشی و احساساتت قوی ...

جوابت خیلی خوب و کامل بود با اینکه پرسیدن این سوال برای من و جوابش واقعی برای اون خیلی سخته ولی ارزششو  داره میپرسم ممنون

نمیدونم متنو خوندم یاد این جمله افتادموقتی بعد از برملا شدن رابطتون قیدتو زده،یعنی تا همونجا براش ار ...

ی چیز بگم میترسم حرف بد بزنی من متاهلم اون مجرد یعنی شرایط قاطع بودنم نداریم 

خیلی منطقی و علمی جواب دادی ممنون درسته

متاسفم 

بچسب به زندگیت،برو دنبال آرزوهات

اگه قسمتت باشه برمیگرده،ولی یادت باشه جایی ک باید پات میموند رفت،حالا ب هر دلیلی

خوشبخت باشی

من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه):                                                         برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمده‌ام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی.                                               ‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز می‌کنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم):    حکایت مواجهه من با آدم‌هاییه که یهو ازشون عجیب‌ترین بی‌مهری‌ها رو میبینم...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز