2777
2789
عنوان

پاقدمم نحسه😔

132 بازدید | 12 پست

من خیلی بدشانس و پاقدم نحسی دارم. بارها بهم ثابت شده.. 

مثلا با یه پسری اشنا شدم که ایشون خیلی موقعیت اجتماعی خوبی داشت از قبلم دورا دور میشناختمش. خیلی ادم موفقی بود و تو زمینه ی شغلیش خیلی ادم شناخته شده بود 

بعد که ما با هم اشنا شدیم و وارد رابطه شدیم. دو ماه بعدش همه چی خراب شد بخاطر یه دلایلی شغلشو اون موقعیت خوبی که داشت ازدست داد. 

مقصر فقط منم😔پا قدم نحس منه

باعث شدم یکی بعد بعد پونزده سال موقعیت خوبشو از دست بده😭😭

 چو نیست چاره، زِ بیچارگی صبور شدم... 

ربطی ب شما نداره!

هآی؛من دِلوینم🌱✨اندکي سن دارم + یاری که با گذشت کلي چالش دوونیم ساله به هم رسیدیم🥹🤌🏻(او نه تنها لب هایم را می خنداند بلکه باعث لبخندِ قلبم هم میشود🫂♥️🔗)درحال حاضر تازه کارم و مشغول به خیاطي✂️دختری با اصالتِ بلوچم🪄علاقه مند به تجربه های جدید و حالِ خوبم🤍بزرگترین قلب مال اونیه که انرژی مثبتش رو به دیگران منتقل کنه✨به امید ساختنِ آینده ای زیباوخوب…

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چه ربطی داره اشتباهات مردم رو به گردن خودت ننداز 

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

چه ربطی داره اشتباهات مردم رو به گردن خودت ننداز

چرا تو این همه سال. درست وقتی که من وارد زندگیش شدم باید همچین اتفاقی میفتاد

 چو نیست چاره، زِ بیچارگی صبور شدم... 
اره بخدا😭

عجیبه ....

یعنی شما وارد زندگی اون پسر نمیشدید این اتفاق نمیوفتاد ؟

کاربر آآقا،❤در جنگ شرف ،بی طرف نباشید،شاید ما که ظلم میبینیم نمانیم ،قطعا آنها که ظلم میکنند نمیمانند، اما وطن حتما هست🖤

وا چه ربطی به تو داره چرا درباره ی خودت اینطوری میگی اتفاق دیگه برای هر کس ممکنه شغلش یا موقعیت کاری ...

چرا تو این همه سال درست باید وقتی من وارد زندگیش شدم اینجوری میشد😭

 چو نیست چاره، زِ بیچارگی صبور شدم... 
چرا تو این همه سال. درست وقتی که من وارد زندگیش شدم باید همچین اتفاقی میفتاد

خیلیا میلیاردی پول دارن بعد یروزی یجایی کل ثروتشون یه شبه به باد میره پس این طرف یا هرکسی تو زندگیش رفت و امددداشته باید بگم تقصیر پاقدم من بوده 

ربطی نداره عزیزم از کجا معلوم که از قبل قرار نبوده اون اتفاق بیوفته؟ 

اگر اتفاقات دست من یا شماست پس خدا این وسط چیکارست؟

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792