من مجردم ۳۷ سالمه تو سن ۳۵ سالگی عاشق اقایی شدم حالا دیگه ایشون رو نمیبینم و امکان برقراری ارتباط نیست دایم تو ذهنمه ولی نمبینمش خدا میدونه این چند روز از وقتی فهمیدم برگشته سرکار قبلیش که من بودم تا ابان ماه و بعدش اومدم بیرون دارم خودمو میخورم من کارمند اون شرکت نبودم کار مالی انجام میدادم دایم تو ذهنم هست بچه ها تر وخدا راهنمایی کنید چطور قوی بشم ندیدنش رو تحمل کنم . میدونید ذهن دوست داره لذت رو معلومه که دیدن اون اقا برای من لذت بخش بود اما دیگه نمیبینمش