امشب تاپیک زد که شوهرش قرص خورده به قصد خودکشی! مادرشوهرش زنگ زده بهش گفته خودکشیه پسرم تقصیر تو بوده و این حرفا. یاسی هم گریه کرده گفته دروغ میگین. مادرشوهرش ادرس داده گفته بیا بیمارستان. میره بیمارستان میبینه معدشو شستشو دادن. و اروم به یاسی میگه بهت گفتم برگرد برنگشتی. در صحنه بعدی برادر شوهرش یاسی رو هل میده میگه برو بیرون از اینجا اگه داداشم میمرد مقصر تو بودی. یاسی هم گریه و التماس میکنه بمونه پیش شوهرش. نمیذلرن بمونه