بر نخوره عزیزم بذار زنگ بزنه واکنش نشون نده به خدا من شوهرم سه روز بیمارستان بود یه هفته تو خونه پرستاری کرد آشپزی کرد ظرف شست به من رسید بااینکه هیچ کس نیومد یا شوهرم از نردبون افتاد خونه مادر شوهرم زندگی میکردم ولی شاید باور نکنی ازین اتاق تا اون اتاق نمیومدن کمک خودم بلندش میکردم کاراش میکردم زنوشوهر واسه روزای سخته همن خوشگلم ولی ازش نخواه زنگ نزنه بذار دل سیر باهاشون حرف بزنه