راستش خواهر شوهرم طبقه پایین ما زندگی میکنه مجرد و شاغل و تنهاس دختر خیلی خوبی هم هست متاسفانه چند وقت پیش با شوهرم حرفش شد و الان دو ماهی هست قهرن شوهرم بهم گفت حق نداری تو یا بچه باهاش رو به رو بشید یا باهاش حرف بزنی منم قبول کردم با اینکه باهم رابطمون خوب بود اما خب خودشم دیگه سراغی از من و بچم نگرفت
حالا یه چند وقتیه بعضی وقتا صدای سگ میاد نمیدونم از پایینه یا همسایه ها ولی میدونم خواهر شوهرم عاشق سگه همیشه دوست داشت بیاره شوهرم نمیزاشت از طرفی مادرشوهرم خیلی خیلی مذهبی بود و شوهرم میگفت جایی که مادر پاکم نماز میخوند دوست ندارم سگ بیاد(مادرشوهرم پدرشوهرم فوت کردن) کلا شوهرم با اینکه خیلی هم مذهبی نیست ولی با سگ مخالفه
من دنبال شر نمیگردم اما مطمئنم اگه شوهرم پایین سگ پیدا کنه شر میشه از طرفی بهم میپره که تو میدونستی و نگفتی درحالی که من الان مطمن نیستم خیلی میترسم بفهمه چی کار کنم
بخدا گاهی صدا میاد صدای تی وی یا مبایل زیاد میکنم نشنوه