خونه ما کنار خونه پدرشوهرمه. بعد هر کدوم از نوه ها بیاد خونه پدرشوهرم دخترم گریه و زاری که بچه ها باید بیان خونه ما با اسباب بازیا بازی کنیم. علاوه بر اینکه ناراحت میشم که بچم کوچیک میشه بین بقیه نوه ها. بقیه نوه ها بعضی مواقع نمیان و دخترم کلی گریه میکنه. وقتی هم میان تمام اسباب بازیا رومیریزن به هم و تمام زحمتای من برا مرتب شدن خونه هدر میره.
امروز تا غروب درگیر خونه بودم دیگه شب گفتم خدایا شکرت چقد خوبه که خونه مرتب باشه بعد دیدم دخترم با سه چار تا نوه ها اومدن و همه زحمتای من هدر رفت. شما بودین چکار میکردین؟