مادر و پدرم خیلی راحت بدون اینکه واسشون مهم باشه ک من بفهمم یا ن انجام میدن هیچ تلاشیم واسه اینکه من نفهمم نمیکنم میرن ت اتاق کارشونو میکنن میان بیرون هزار بار شدن ت خونه ک.اندوم پیدا کردم حالم واقعا بهم میخوره چن بارم وقتی اول راهنمایی پیششون میخابیدم چون اتاق جدا نداشتیم میدیدم ک کنارم دارن انجام میدن ی وقتاییم وقتی میفهمم از فشار زیاد گریم میگیره چیکار کنم ک درست شه؟ مطمئنم در اینده نمیتونم با همسرم رابطه سالم داشته باشم چیکار میتونم بکنم راه حل بدین
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ولی ب آدم مورد اعتماد بگی اونا از عواقبش بگن بهتره
خدایا «حیات» ما رو چنان قرار بده ک در « ممات»ما «مردم» اندوهگین و«هرزهگان»شادمان شوند. وهذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان! من هموطنانی در ترکیه ،سوریه،یمن،امریکا،فلسطین،عراق ،فرانسه ،لبنان و... دارم و بیگانگانی در شهرهای ایرانم 💔همین قدر تلخ💔.
آریا عشق مامانه جونم بهش وصله از وقتی 9 ماه تو شکمم بزرگ شد از وقتی به دنیا اومد از وقتی گشنش میشد و بهش شیر که میدم آروم میشد از وقتی تو بغل هیچ کس جز من آروم نمیشد از وقتی طرفم لبخند میزنه از وقتی هر وقت بغل بقیه باشه تا منو ببینه دستاشو طرف من باز میکنه از وقتی که وجودشو احساس کردم زندگیم بهش وصل شده عشق قشنگ ترین حس تو زندگیه عاشق فرزند بودن عاشق همسر بودن عاشق زندگیت بودن من زندگیمو با تموم کم و کاستی هاش دوست دارم با تموم بالا پایین هاش دوست دارم خیلی وقتا از شوهرم از زندگیم متنفر میشدم ولی بعدش که فکر میکردم من حتی بدون شوهرم بدون این خونه بدون این زندگی بدون این آریا کوچولو یه روزم نمیتونم زنده باشم تصمیم گرفتم زندگیمونو بسازیم با عشق با محبت با تلاش. بخاطر آینده آریا ام که شده میخوام درسمو بخونم مثل باباش، تا در آینده نگه مامان تو چرا درس نخوندی.میخوام عشق و محبت رو اینقدر تو خونمون زیاد کنم ک همسرم وپسرم گدایی عشق از بیرون نداشته باشن.میخوام این خونه کوچیک رو پر از مهر و عشق کنم جایی گرم و پر از مهر برای پناهی از سردی و بی رحمی بیرون💕