سلام دوستان من و همسرم تو ه سری چیزا اختلاف داریم مثلا رفت و آمد من به خونه ی پدرم که در هفته یک یا دوبار و تلفنی احوال پرسی پدر و مادرم که در روز یا یه روز در میون داریم به من میگه تو وابسته ای خوانواده ی خودشون اصلا از نظر احساسی وابسته نیستن و شده که ماه یک بار همو ببینن یا با هم 2 سال هم قهر باشن و تماس تلفنیشون در 2ماه یا ماهی یک باره شایدم اصلا تو اون مدت تماسم نداشته باشن ایشون کلا از فامیل بدشون میاد و من به خاطرش با تمام فلمیل قطع ارتباط کردم اما از پدر مادرم که نمیتوتم دست بکشم ..تازه اخلاق های خوب دیگش کتک کاری هاشه که آخریش 1 ماه پیش بود شدید بود و من میخواستم برم و نذاشت و قول داد تکرار نکنه .چند شب پیش نشته بودیم و حرف میزدیم بحث به اینجا کشید که ما تو حرف همو نمیفهمیم و طلاق توافقی بگیریم البته هنوز همو دوست داریم ولی واقعا انگار اختلاف فرهنگی داریم جاهایی که من دوست دارم بریم همسرم دوست نداره دوست دارم با دیگران رفت و آمد کنم اون دوست نداره اهل تفریحم اون حسشو نداره خیلی وقته یه خرید هم نمیتونیم با هم بریم ...اون میگه تو مستقل نیستی نمیتونم بهت تکیه کنم.. باور کنید من هرچی فکر میکنم میبینم که من هر تصمیمی هست با همسرم مشورت میکنم نه کسی دیگه یا کارهای خودمو خودم انجام میدم حتی تو کار خونه ازش کمک نمیخوام الان نمیدونم چی میخواد جفتمونم سرد شدیم یه جوری که امید نداریم با هم بمونیم
یا رادَّ ما قَدْ فاتَ : عمر های به سر آمده، روزهای گذشته، خونهای ریخته، عشقهای گم شده، آبروهای رفته، بغضهای شکسته، اشکهای چکیده، و آبهای از جوی رفته را تو باز میگردانی ای باز گردانندهی از دست رفته ها!
میتونی عزیزم ... زن توی زندگی شوهرش معجزه گره ... سختی داره ولی میتونی وابستش کنی بعد هر کاری دوست داری واست انجام میده ... یه هفته بشین کنارش توخونه اسمی از خونه پدر نیار... یا اینکه بهش پیشنهاد بده مثلا نظرت چیه بریم سر بزنیم و از اونطرف مثلا بستنی بخوریم ..... سیاست زنانه اینجا لاازمه