پسرم گریه میکرد توپیش دبستانیش .منم با کلی تحقیق تصمیم گرفتم برم چند روز بشینم اونجا که اروم بگیره وبه محیط عادت کنه. همینطور هم شد ،مربی پسرم بهم گفت که خیلی اعتماد به نفس گرفت وحالش خوب. حالامشکل من مدیرشون خیلی مودیه.یه بار مهربون یه بار بداخلاق امروز پسرم از کلاس امد یه نگا به من بکنه .باصدای خیلی بلند بهش گفت .آرش دیگ قرار نیست مامانت اینجاست هی بیای بهش سر بزنی.پسرم با ترس رفت توکلاسش. من با ملایمت گفتم دعواش نکنید بدتر میشه . چیز خاصی نگفت .ولی واقعا حس میکنم تعادل روانی ندار بیش ازحد جدیه .اخه اونجا مهد وبچه ها همه کوچیکن. راستش میترسم فردام برن بشینم اونجا این سری به من چیزی بگ