ببین حالا یه چیز بگم بهت
من خودم در بطن زندگیم هزارجور مشکل دارم
سختی زیاد کشیدم و میکشم ...پدرم در اومده
ولی بخدا قسم تا مادربزرگ مادریم بهم حسادت میکنه
دیگه خودت حساب کن چه وضعیه
آدم نمونده دور و برم که از حسادت نترکه و ذات بدشو بخواد بروز نده یه جاهایی از دستشون در میره حسودا کاملا خودشونو مشخص میکنن
بخدا قسم فقط پدرمادرم موندن برام چون هرچی آدم هست دورم فکر میکنن من غرق در خوشبختی ام
داشته هامو حساب کتاب میکنن دیگه نمیدونن چه زجری پشت قرون قرون داشته هام هست و هنوزم تو زجرم
مثلا به مدرک تحصیلی و دانشگاه تاپ شوهرم حسادت میکنن دیگه نمیدونن این بنده خدا جرواجر شده تا بتونه درس بخونه پدرش در اومده
۴ ساله درشبانه روز بزور ۲ ساعت بتونه بخوابه و هزار جور زجر دیگه کشیده و کشیدیم هر دو
طرف که حسوده میاد نتیجه کارو میبینه
دیگه پیش خودش حساب نمیکنه که اگر خودش جای اون شخص بود شاید هزار بار جاخورده بود و نمیتونست سختیای اونو تحمل کنه
بخاطر همین هرکسی هرچی داره تو زندگیش بخدا از جون و دل براش جنگیده پدرش دراومده
پس نباید حسادت کنی اتفاقا باید براش خوشحال بشی
خودتم در جهت مثبت رقابت کنی و تلاشتو ببری بالا