٥سال ازدواج كردم و يه پسر دو ساله دارم،از فرداي روز عروسي شوهرم دست بزن داشت ،سر بهونه اي كتكم ميزد بشدت وابسته خانوادش بود ،فردا روز عروسيم چون گفتم امروز نريم خونه مادرت كتكم زد،كتكم ميزد تف مينداخت تو صورتم ميگفت پدرت غيرت نداره ببره تورو،به هيچكسي حرفي نزدم تحمل كردم ،پسرم كه بدنيا اومد يك هفته بيمارستان بستريش كرد با بخيه ميمدم ديدن پسرم مدام بهم بازم توهين ميكرد و ميگفت طلاقت ميدم و بخاطر تو بچم بستريه،بازم تحمل كردم و بخدا سپردم،مدام هرروز ميگفت بزار برو از خونه يهو ديدم تو اينستا دوست دخت سابقش سرچ كرد،تحمل ديگه نكردم جمع كردم رفتم خونه پدرم و خيلي چيزا گفتم تا دو هفته نه سراغ منو گرفت نه بچم حتي خانوادشم جلو نيمدن،بعد دوهفته پيداش شد و گفت بريم مشاوره،تا دو ماه مشاور رفتيم و هرروز التماس ميكرد برگرد خونه ،بعد دوماه برگشتم ،الان ٦ماه ميگذره و دست بزن و فحش ديگه نميده ولي هركااار ميكنم گذشته يادم نميره هرشب تو تنهايي اشك ميريزم نميتونم فراموش كنم